شعر در وصف بهار و یار ، شعر های دو بیتی درباره بهار از شاملو و حافظ و سعدی

شعر در وصف بهار و یار

شعر در وصف بهار و یار ، شعر های دو بیتی درباره بهار از شاملو و حافظ و سعدی
شعر در وصف بهار و یار ، شعر های دو بیتی درباره بهار از شاملو و حافظ و سعدی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در وصف بهار و یار

سرماى زمستان
تنها بهانه
به آغوش کشیدنت بود!
مانده‌ ام در بهار،
چه بهانه‌ اى بیاورم
⇔⇔⇔⇔

شعر بهار و یار

تو اگر بهار را صدا کنی
‎می آید
‎حتی اگر دلش
‎جا مانده باشد میان برف‌ ها

شعر در مورد بهار و یار

تمام شهر
بوی عطر بهار گرفته
و تمام من بوی تو
کجایی، بهار دارد می‌ رسد !
⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار و یار

زندگی را ورق بزن
هر فصلش را خوب بخوان
با بهار برقص
با تابستان بچرخ
در پاییزش عاشقانه قدم بزن
با زمستانش بنشین
و چایت را به سلامتی
نفس کشیدنت بنوش
زندگی را باید زندگی کرد
آنطور که دلت می گوید
مبادا زندگی را دست نخورده
برای مرگ بگذاری
⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف بهار و یار

می خواستم
بهار به خانه ات بیاورم
و دیگر قانع نباشی
به گل های چسبیده به فرش

شعر بهار و یار

امروز صبح دوست
داشتنت را
با قلبم پیوند زدم
شاید این بهار
جوانه زدی ..!
⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار و یار

بهار؛ می تواند نام تو باشد
وقتی که در همهمه یِ سبزِ دلم
دوستت دارم هایت
شکوفه می زنند.
⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار و یار

واقعا بهار و قیامت
شبیه هم هستند
علف های هرز و گلها
هم زمان از خاک سربر می دارند

شعر در وصف بهار و یار

حرف های زیادی روی دلم مانده است
یعنی می‌شود با بهار بیایی
و تمام دوستت دارم‌ هایم
روی صورتت شکوفه بزنند؟!
⇔⇔⇔⇔

شعر بهار و یار

بهار
و این‌همه دل‌تنگی؟!
نه،
شاید فرشته‌ای
فصل‌ها را به اشتباه
ورق زده باشد!
⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار و یار

بهار بهانه است !
خبر از آمدنت که باشد
درختان چاره‌ ای جز
شکوفه زدن ندارند

شعر درباره بهار و یار

میوه بی مانندت عطر توست،
شکوفه نارنج! توده یی از عطرها که از آسمانش می چینیم.
چه مثل شبنم صبحگاهان باشی
چه شکل شاخه مرجان میوه بی مانندت عطر توست.
⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف بهار و یار

بـــهار را ببین چگونه از خود می تــکانَد
برگ های فرسوده را
تو هم جوانه ای بزن ســبز شـــو
بـهـار ادامه ی لبخندهای تو خواهد بود…
⇔⇔⇔⇔

شعر بهار و یار

دم نوش قوری
شکوفه های آلوچه
گنجشکی
پر نمی‌زد…

شعر در مورد بهار و یار

غبطه می خورم به معصومیَت – ات و به سادگیت.
با آنکه تمام داریی – اَت پنجره ای یخ بسته از زندگیست
و بهارهایی که به تو اعتنا نمی کنند
با این همه آرزوهای قشنگ می کنی
و با عشق سبزه گره میزنی … !

Comments

Popular posts from this blog

شعر در مورد رشت ، شعر زیبا و کوتاه و گیلکی دربازه گیلان و رشت و تالش

تعبیر خواب زلزله آمدن ؛ معنی زلزله آمدن در خواب های ما چیست

تعبیر خواب حلقه ، ازدواج برای دختر مجرد و زن متاهل طلا سفید گشاد در دست مرد